بنر
بنر
بنر
بنر
برای انتخاب اسم پسر جدید و شیک باید به براساس سلیقه عمل کرد اما توجه معنی اسم نیز بسیار مهم است. اسامی زیبای پسرانه با مفهوم و معنی زیبای بسیاری وجود دارد.

اسم پسر جدید و شیک ( کالکشنی از ۲۵۰ اسم پسرانه امروزی ،شیک و خاص به همراه معنی)
تقریبا همه نو مادران و نو پدران و یا حتی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها دوست دارند اسم فرزند و یا نوه شان شیک و امروزی و گاها متفاوت و خاص باشد اگر شما هم از این دسته از افراد هستید با سوربان همراه شوید ما برای شما فهرستی از 250 اسم پسرانه شیک و خاص و امروزی را جمع آوری کرده ایم. امیدواریم این مطلب برای شما مفید باشد و شما اسم دلخواهتان را از بین این اسامی انتخاب کنید و برای پسر عزیزتان برگزینید.

اسم پسر جدید و شیک ( کالکشنی از ۲۵۰ اسم پسرانه امروزی ،شیک و خاص به همراه معنی)

اسامی پسرانه باکلاس و جدید به ترتیب حروف الفبا

اسم پسر با الف

اَرسام
معنی: به معنای آرشام

اَرشیا
معنی: تخت و اورنگ شاهان، گاه، تخت

اَشکان
معنی: منسوب به اشک که بانی و مؤسس خاندان اشکانیان بود.

اِرمیا
معنی: بزرگ داشته شده، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل.

ادیب
معنی: زیرک، نگاه‌دارنده‌ی حد همه چیز؛ بافرهنگ.

الیا
معنی: الیاس، خدای من یهوه است، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل و در اسلام یکی از چهار پیامبر جاویدان

امیرسام
معنی: نام مرکب از امیر و سام (سام به معنی آتش)

امیرعلی
معنی: امیر و حاکم بزرگ و بلند قدر، پادشاه شریف و توانا.

ایلیا
معنی: خداوند خدای من است؛ در تورات از انبیای بنی اسرائیل که در عهد عتیق، عهد جدید و قرآن (= الیاس) از او یاد شده است.

آبان
معنی: آبها، (در گاه شماری) ماه هشتم از سال شمسی.

آبتین
معنی: اسم پدر فریدون پادشاه پیشدادی، و نیز از شخصیت های شاهنامه فردوسی، به معنی روح کامل، انسان نیکو کار

آتیلا
معنی: (آت به معنی اسب + یلا (صفت))، به معنی چابک، شجاع؛ نامی

آتین
معنی: در زبان زند و پازند جدید، نو، بوجود آمده

آدرین
معنی: آدریانوس، به فتح ی، یکی از پادشاهان روم که فتوحات زیادی داشت و به ادبیات علاقمند بود.

آراد
معنی: (تلفظ: ārād) (در اعلام) نام فرشته‌ی موکل بر دین و تدبیر امور و مصالحی که به روز آراد متعلق است، نام روز بیست و پنجم ماه شمسی، (در پهلوی) آرای، آراینده - آراج، نام روز بیست و پنجم از هر ماه شمسی در ایران قدیم که در این روز نو پوشیدن را مبارک و سفر را شوم می‌دانند.

آراز
معنی: ارس؛ (اَعلام) قهرمان منسوب به طایفه‌ی آس

آرتا
معنی: پاک، نام پهلوان ایرانی - ارتا (به فتح الف ) در اوستا به معنای مقدس آمده است.

آرسام
معنی: (تلفظ: ārsām) گونه‌ای دیگر از واژه‌ی آرشام، آرشام - آرشام، خرس، زورمند، دارای زور خرس پسر آریارمنه و پدر ویشتاسب از خاندان ‏هخامنشی

آرشام
معنی: (تلفظ: āršām) دارای زور خرس، خرس نیرو، (در اعلام) پسر آریامنه و پدر ویشتاسپ از خاندان هخامنشی - به معنی خرس و به معنی زور، دارای زور خرس پسر آریارمنه و پدر ویشتاسب از خاندان ‏هخامنشی

آرمین
معنی: (تلفظ: ārmin) (در اعلام) نام چهارمین پسر کیقباد سردودمان کیانی، نژاد آرمین کی آرمین - از شخصیتهای شاهنامه، نام چهارمین پسر کیقباد، مرد همیشه پیروز

آروین
معنی: (تلفظ: ārvin) امتحان و آزمایش و تجربه، آزموده و آزمایش شده - تجربه، آزمایش امتحان آزمون

آریا
معنی: (تلفظ: āriyā) آزاده، نجیب، شعبه ای از نژاد سفید که از روزگاران بسیار قدیم در ایران، هند و اروپا ماندگار شده اند، نژاد هند و اروپایی - نژاد هندوارپائیان که در عهدی بسیار کهن با هم زندگی می کردند و بعدها به دو بخش بزرگ تقسیم شدند گروهی به هند و ایران آمدند و گروهی به اروپا رفتند. نام میهن عزیز ما ایران از این‎ ‎کلمه گرفته شده است.

آریامهر
معنی: برخوردار از محبت آریایی، نام یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی، لقبی که شهریور ۱۳۴۴به مناسبت ۲۵مین سال سلطنت از طرف مجلس سنا و شورای ملی به محمدرضا پهلوی داده شد

آریان
معنی: (تلفظ: āriyān) منسوب به آریا، آریایی، آریا

آرین
معنی: مرد آریایی - آریایی نژاد، از نسل آریایی

آریو
معنی: (تلفظ: āriu) (آری = آریا + او/، u/ (پسوند نسبت و شباهت))، منسوب به قوم آریایی، شبیه آریائیان، آریایی - نام یکی از سرداران بزرگ ایرانی زمان داریوش سوم پادشاه هخامنشی در نبرد با اسکندر مقدونی

آوید
معنی: (تلفظ: āvid) دانش، خرد، عقل

آیدین
معنی: شفاف و روشن، درخشنده مانند ماه

اسم پسر جدید و شیک ( کالکشنی از ۲۵۰ اسم پسرانه امروزی ،شیک و خاص به همراه معنی)

اسم پسر با ب

بَردیا
معنی: دومین پسر کورش بزرگ و برادر کمبوجه (سومین پادشاه هخامنشی) است که در اوستایی به معنای بلند پایه است.

بَرسام
معنی: آتش بزرگ مرکب از بر (مخفف ابر) + سام (آتش)، نام یکی از سرداران یزگرد ساسانی، از نامهای شاهنامه؛ فرزند بیژن فرمانروای سمرقند که با یزدگرد جنگید.

بَشیر
معنی: مژده دهنده در مقابل نذیر، مژده آور، مژده رسان، بشارت دهنده؛ از القاب پیامبر اسلام(ص)

بُرنا
معنی: جوان؛ شاب، ظریف، خوب، نیک، دلاور.

بِنیامین
معنی: یعنی پسر دست راستِ من؛ آخرین پسر حضرت یعقوب (ع) و برادر تنی حضرت یوسف (ع).

بِهنود
معنی: از کلمات دساتیری به معنی پسر عزیز، نام پادشاهان هند.

بِهنیا
معنی: نیک نژاد، دارای اصل و نسب، اصیل، شریف.

بِهیاد
معنی: (به + یاد) دارنده‌ی بهترین یاد؛ کسی که از او به نیکی یاد می‌کنند.

بِهینا
معنی: (بهین + الف نسبت)، منسوب به بهین

بابک
معنی: پرورنده و پدر را گویند؛ خطاب فرزند به پدر از روی مهربانی؛ پدر جان؛ پدر اردشیر

باراد
معنی: نام کسی که در زمان شاپور یکم پادشاه ساسانی زندگی کرده ونام او در کتیبه کعبه زرتشت آمده است.

باربد
معنی: پسوند محافظ یا مسئول، خداوندِ بار (بارگاه)، پرده‌دار؛ نوازنده و موسیقی دان معروف دربار خسرو پرویز.

بزرگمهر
معنی: بسیار مهربان.

بهداد
معنی: آفریده خوب

بهدین
معنی: پیرو آیین زرتشتی

بهراد
معنی: مرکب از به (خوب یا بهتر) + راد (بخشنده)

بهزاد
معنی: مرکب از به (بهتر، خوب) + زاد (زاده)، نام نقاش و مینیاتوریست معروف در اوخر عهد تیموری و اوایل عهد صفوی.

بهسود
معنی: از نامهای زمان ساسانیان

بهشاد
معنی: نیکوی شاد؛ مرکب از به (بهتر یا خوب) + شاد

بهنام
معنی: دارای نام نیک

اسم پسر با پ

پَرهام
معنی: فرشته خوبی، همچنین به معنی پیر همه (پدر همه) می‌باشد. معادل عبری آن آبراهام می‌باشد. نامی است پارسی باستانی و معرب آن ابراهیم است، صورت فارسی ابراهیم.

پَیام
معنی: الهام، وحی؛ مطلبی که به شکل کلام، نوشته یا نشانه‌ای از فرد یا گروهی به فرد یا گروه دیگر فرستاده شود.

پارسا
معنی: آن که از ارتکاب گناه و خطا پرهیز کند، پرهیزگار، زاهد، متقی، دیندار، متدین، مقدس؛ عارف، دانشمند.

پدرام
معنی: آراسته؛ نیکو؛ خوشدل، شاد؛ سرسبز وخرم؛ مبارک، فرخ، خجسته؛ شادی، خوشحالی.

پندار
معنی: فکر، اندیشه، وهم، گمان، ریشه پنداشتن (اسم دختر و پسر)

پویا
معنی: ویژگی آن که حرکت می‌کند و دارای استعداد یا توان دگرگونی در جهت برتری و پیشرفت است؛ آن که برای به دست آوردن چیزی می‌کوشد، دونده پی چیزی وجوینده‌ی آن

پویان
معنی: آن که در حال حرکت به نرمی و آرامی است، روان؛ دونده، دوان، شتابان؛ جوینده؛ جستجو کننده.

اسم پسر با ت

توحید
معنی: یگانه دانستن خدا؛ اقرار به یگانگی خداوند، یکتا پرستی؛ اخلاص

توفان
معنی: جریان هوای بسیار شدید، هیاهو و غوغا (اسم دختر و پسر(

تیام
معنی: چشمانم؛ عزیز و گرامی (اسم دختر و پسر)

اسم پسر جدید و شیک ( کالکشنی از ۲۵۰ اسم پسرانه امروزی ،شیک و خاص به همراه معنی)

اسم پسر با ج

جاوید
معنی: معنی: همیشگی، ابدی

جویا
معنی: معنی: جستجو كننده، جوینده

جهانیار
معنی: معنی: یاور و یاور مردم جهان

اسم پسر با ح

حِسام
معنی: شمشیر تیز و برنده

حِسان
معنی: بسیار نیکو، بسیار خوب، نیکروی

حامی
معنی: منسوب به حام پسر نوح، از اولاد حام؛ آن که پشتیبان و نگهبان کسی یا چیزی است، حمایت کننده، پشتیبان.

اسم‌ پسر با د

داتام
معنی: تلفظ:  (dātām) آفریننده و مخلوق، نام یکی از فرماندهان پارسی کاپادوکیه

داتیس
معنی: (تلفظ: dātis)، سرداری از مردم ماد و از سرداران داریوش هخامنشی.

دادمهر
معنی: عدالت دوست؛ نام چند تن از امیر زادگان و شاهزادگان در تاریخ.

دارا
معنی: برخوردار از چیزی یا در اختیار دارنده‌ی چیزی، صاحب، مالک، ثروتمند؛ (به مجاز) خداوند

دامون
معنی: دشت و صحرا؛ از حکمای قدیم یونان و از فیثاغوریان.

دانا
معنی: دارای عقل و تجربه، خردمند، عاقل، دارای علم و آگاهی، عالم، علیم.

دانوش
معنی: نام شخصی در داستان وامق و عذرا

دایان
معنی: سرافرازی، تکیه گاه

اسم پسر با ر

رَسام
معنی: رسم کننده، طراح، نقاش

رَها
معنی: اسم پسرانه و دخترانه به معنی نجات یافته و آزاد، با آزادی، آزادانه، رهایی

رُهام
معنی: در شاهنامه پهلوان ایرانی، (در عربی) پرنده‌ای که شکار نکند.

راتین
معنی: رادترین، نام یکی از سرداران اردشیر دوم پادشاه ساسانی

رادمان
معنی: رادمنش، کریم، با سخاوت، نام سرداری معاصر خسرو پرویز ساسانی.

رادمهر
معنی: خورشید بخشنده، بخشنده همچون خورشید

رادنوش
معنی: مرکب از راد (جوانمرد، بخشنده) + نوش (نیوشنده)

رادوین
معنی: جوانمرد کوچک

رادین
معنی: بخشنده، جوانمرد

راژان
معنی: خوابیدن، جنبیدن گهواره، روستایی در بخش سلوانا، شهرستان ارومیه

راستین
معنی: حقیقی، واقعی، راست قامت

اسم پسر جدید و شیک ( کالکشنی از ۲۵۰ اسم پسرانه امروزی ،شیک و خاص به همراه معنی)

رامبد
معنی: رئیس رامشگران؛ آرامش دهنده، فرشته

رامتین
معنی: رامسین، رامین، نوازنده، سازنده؛ نام شخصی که واضع چنگ بوده

رامسین
معنی: گونه‌ی کهنه رامتین به معنی سازنده و نوازنده است.

رایا
معنی: آنکه مورد توجه خداوند است، فکر و اندیشه (اسم دختر و پسر)

رایان
معنی: باهوش و دانشمند، نگهبان آسمان، در عربی نام کوهی در حجاز و نام شهری و روستایی است. ( اسم دختر و پسر)

رایبد
معنی: به ضم ب، دانشمند، حکیم، دانا، خداوندگار خرد، مرکب از رای به معنای دانش و خرد و بد پسوند ملکیت

رستاک
معنی: (تلفظ: rastāk)، شاخه‌ی تازه‌ای که از بیخ درخت برآید، زاده‌ی درخت مو (اسم دختر و پسر)

اسم پسر با ز

زامیاد
معنی: زاده فرشتگان، نگهبان زمین، نام روز بیست و هشتم از هر ماه شمسی در قدیم

زانکو
معنی: شبیه به کوه

زانیار
معنی: یار دانا و دانشمند

اسم پسر با ژ

ژوان
معنی: میعادگاه عاشق و معشوق

ژیار
معنی: شهرنشینی، تمدن؛ زندگی شهروندان

اسم پسر با س

ساتیار
معنی: از نامهای زرتشتی که گونه‌ی دیگر آن به نظر میرسد سادیار باشد، نام یکی از سرداران داریوش.

ساشا
معنی: مدافع و محافظ مردان

سام
معنی: آتش، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی پسر نریمان و پدر زال، در عبری سام به معنی 'اسم' است و آن نام فرزند ارشد نوح نبی (ع) می‌باشد.

سامان
معنی: سرزمین، ناحیه، محل، مکان؛ ترتیب و روش چیزی یا کاری، ثروت، دارایی، قوت، توانایی؛ صبر، آرام و قرار

سامی
معنی: عالی، بلند مرتبه، بلند؛ منسوب به سام پسر نوح نبی (ع)

سامیار
معنی: ثروتمند

سبحان
معنی: پاک، منزه؛ از نامهای خداوند

سپنتا
معنی: پاک و مقدس

سپهر
معنی: آسمان؛ روزگار

سپهراد
معنی: جوانمرد سپاه و لشگر، شجاع و دلیر

سدرا
معنی: نام درختی در آسمان هفتم بهشت

سورن
معنی: دلیر و توانا، نام سردار ایرانی، نام یکی از خاندانهای هفتگانه ممتاز در زمان اشکانیان

سورنا
معنی: سُرنا، سردار دلیر پارتی معاصر اشک سیزدهم

سورین
معنی: (تلفظ: surin)، منسوب به سُور، آن که شادمان و مسرور است، توانا، دلیر

سیاوش
معنی: دارنده‌ی اسب نر سیاه، پسر کیکاووس پادشاه کیانی

سیروان
معنی: عربی ساربان، نام رودی در غرب ایران که از استانهای کردستان و کرمانشاه می‌گذرد.

اسم پسر با ش

شَنتیا
معنی: نام حضرت علی (ع) در زبور داوود، پیروز

شادمهر
معنی: ویژگی آن که دارای شادی و مهربانی است.

شارونا
معنی: سرزمین پربار و حاصلخیز

شاها
معنی: نام قلعه‌ای که هولاکوخان اموال و خزاین خود را آنجا گذاشته بود.

شاهرخ
معنی: دارای رخساری چون شاه، شاه منظر، شاه سیما

شاهین
معنی: نوعی پرنده‌ی شکاری از خانواده‌ی باز؛ برج میزان

شایان
معنی: شایسته، سزاوار، در خور؛ فراوان

شروین
معنی: معشوق مردمان، پایدار و نامی، نام قلعه‌ی شروان؛ نام انوشیروان دادگر

شهاب
معنی: پدیده‌ای به شکل خطی درخشان که به علت برخورد سنگ آسمانی با جو زمین و سوختن سریع آن به طور ناگهانی در آسمان دیده می‌شود، بزرگی و جلال

شهراد
معنی: پادشاهِ جوانمرد

شهزاد
معنی: شاهزاده، فرزند شاه یا از نسل شاه

شهنام
معنی: بزرگ نام و دارنده‌ی نامِ شاهانه؛ نیکنام، نکونام

شهیاد
معنی: مرکب از شه (شاد) + یاد (خاطره)

شهیار
معنی: همدم، همنشین و مونس شاه؛ نظیر و همتای شاه؛ (به مجاز) بلند مرتبه

شیانا
معنی: پاداش دهنده جزا دهنده مرکب از شیان (جزا و پاداش) + الف فاعلی

اسم پسر با ط

طاها
معنی: طه، نگارش فارسیانه طه می‌باشد.

اسم پسر با ع

عارف
معنی: آن که از راه تهذیب نفس و تفکر، به معرفت خداوند دست می‌یابد، دانا، آگاه، نام شاعر ایرانی قرن چهاردهم، عارف قزوینی

عرشیا
معنی: ملکوتی آسمانی، مرکب از عرش + الف نسبت

اسم پسر با ف

فربد
معنی: دارای شکوه و جلال، باشکوه، شکوهمند، مناعت، بزرگی، نام پسرانه زیبا

فرجاد
معنی: فاضل و دانشمند

فرداد
معنی: فر + داد، داده شکوه، زیبایی و جلال

فرزاد
معنی: زاده شکوه و جلال

فرزام
معنی: لایق، درخور، شایسته

فرزان
معنی: فرزانه، خردمند، عالم، دانشمند

فرزین
معنی: وزیر در بازی شطرنج

فرشاد
معنی: شا دمان، مسرور، خوشحال، هم چنین به معنی روح و عقل، کره مریخ

فرشید
معنی: دارای شکوه و عظمتی چون خورشید، درخشانتر، نام برادر پیران ویسه

فرنود
معنی: برهان، دلیل

فرهاد
معنی: از شخصیت های شاهنامه و از پهلوانان ایرانی جزو سپاه کیکاووس پادشاه کیانی، عاشق افسانه‌ای شیرین

فرهام
معنی: نیک اندیش، تغییر یافته واژه اوستایی فرایوهومت

فرهود
معنی: پسر زیبا، مرد درشت هیکل، شتابزده، این اسم در لغتنامه دهخدا به عنوان نام عربی ذکر شده است.

فرید
معنی: یکتا، یگانه، بی نظیر

فؤاد
معنی: دل، قلب

اسم پسر جدید و شیک ( کالکشنی از ۲۵۰ اسم پسرانه امروزی ،شیک و خاص به همراه معنی)

اسم پسر با ک

کارن
معنی: شجاع و دلیر، نام فرزند کاوه آهنگر و هم چنین اسم سردار لشکر مهرداد شاهزاده اشکانی که علیه اشک بیستم (گودرز) قیام کرد.

کامران
معنی: آن که در هر کاری موفق است، چیره، مسلط

کامیار
معنی: کامیاب، آنکه کام و نشاط دوست اوست، کامروا و پیروز

کسرا
معنی: کسری، معرب از فارسی، عربی شدهاسم فارسیخسرو، نام انوشیروان پادشاه ساسانی، فرزند قباد

کوروش
معنی: خورشید تابان، موی درهم پیچیده،‌ نام سه تن از پادشاهان هخامنشی

کوشاد
معنی: ریشه گیاهی خوشرنگ

کیا
معنی: پادشاه سلطان، حاکم، فرمانروا

کیاراد
معنی: پادشاه جوانمرد، مرکب از کیا به معنای سلطان و پادشاه و راد به معنای جوانمرد

کیاشا
معنی: شاهنشاه، شاه شاهان، مرکب از کیا (به معنی حاکم، سلطان، فرمانروا) + شا (مخفف شاه)

کیان
معنی: پادشاهان، سلاطین، دومین سلسله پادشاهی از دوره تاریخ افسانه ای ایران

کیانمهر
معنی: مرکب از کیان (به معنای سرزمین یا جمع کی به معنی شاه) + مهر به معنی (محبت یا خورشید) دوستی شاهانه، محبت بزرگوارانه، خورشید سرزمین، آنکه در تمام سرزمین برجسته و نورانی و محبوب است است.

کیانوش
معنی: مرکب از کیان (به معنای سرزمین یا جمع کی به معنی شاه) + مهر به معنی (محبت یا خورشید) دوستی شاهانه، محبت بزرگوارانه، خورشید سرزمین، آنکه در تمام سرزمین برجسته و نورانی و محبوب است است.

اسم پسر با ل

لیبرا
معنی: آزاده، رها (به کسر ب)

اسم پسر با م

مانیا
معنی: (پسرانه و دخترانه) (در پارسی باستان) خانه، سرای، (در پهلوی) برابر با واژه ی مان به معنی خانه و مسکن، معرب از یونانی، دیوانگی، جنون

مارتیا
معنی: آدمی، انسان

ماکان
معنی: آنچه بوده است.

مانا
معنی: (صفت از ماندن) ماندنی، پایدار؛ (در پهلوی) مانند و مانند بودن (اسم دختر و پسر)

مانی
معنی: اندیشمند

ماهان
معنی: نام پسر کیخسرو، پسر اردشیر، پسر قباد، نام یکی از شهرهای استان کرمان

ماهور
معنی: (پسرانه و دخترانه) تابناک، نوعی گل، نوایی در موسیقی.

مبین
معنی: روشنگر، آشکار کننده؛ آشکار، هویدا، روشن، نورانی

متین
معنی: دارای پختگی، خردمندی و وقار، دارای متانت؛ استوار، محکم؛ از نامها و صفات خداوند

مَهدیار
معنی: (مَهد = (به مجاز) سرزمین، کشور، میهن + یار (پسوند محافظ و مسئول))، محافظ و نگهبانِ سرزمین و میهن.

مَهیار
معنی: ماهیار

مِهداد
معنی: (مِه = مِهتر، بزرگتر + داد = داده) (به مجاز) بزرگزاده

مِهراب
معنی: دارنده‌ی جلوه‌ی آفتاب و کسی که تابش مهر دارد.

مِهراد
معنی: (مِه = مِهتر، بزرگتر + راد = جوانمرد)، جوانمرد مِهتر و بزرگتر

مِهران
معنی: به معنی دارنده‌ی مهر

مِهربُد
معنی: محافظ یا نگهبان مهربانی و محبت؛ (به مجاز) شخصِ مهربان.

مِهرتاش
معنی: (مِهر = مهربانی، محبت + تاش (ترکی))، روی هم به معنای هم مهر؛ (به مجاز) با محبت و مهربان.

مِهرداد
معنی: داده‌ی مهر، آفریده شده‌ی مهر؛ نام چهار تن از شاهان اشکانی

مِهرزاد
معنی: زاده‌ی مهر

مِهزاد
معنی: بزرگ زاده، شاهزاده.

مِهیاد
معنی: (مِه = مِهتر، بزرگتر + یاد)، تداعیگر مِهتری و بزرگی؛ (به مجاز) مِهتر و بزرگتر.

مهرسام
معنی: پسر خونگرم و مهربان، مرکب از مهربه معنای مهربانی یا خورشید و سام به معنای آتش است.

اسم پسر با ن

نویان
معنی: امیر سپاه، شاهزاده، لقب سلاطین و بزرگان ترک.

نوید
معنی: مژده، خبرخوش، بشارت.

نیما
معنی: نام آور و نامور، در مازندرانی به معنی کمان است.

اسم پسر با و

واتیار
معنی: سخنگو.

وارتان
معنی: نام پسر بلاش اول پادشاه اشکانی.

واروژان
معنی: کبوتر نر.

اسم پسر با ه

هوتن
معنی: نیرومند، خوش اندام، نام پسر ویشتاسب پادشاه هخامنشی.

هوداد
معنی: نیک آفریده، داده خوب، داده نیک.

هوراد
معنی: جوانمرد و با خدا، مرد نیک.

هوراز
معنی: دوست صمیمی.

هوفر
معنی: مرکب از هو به معنای خوب بعلاوه فر به معنای شأن و شکوه و شوکت، شأن و شکوه نیک، شان و شوکت خوب.

هومن
معنی: نیک اندیش.

هونام
معنی: خوشنام، نیک نام.

هیراد
معنی: کسی که چهره‌ای خوشحال و شاد دارد.

هیرسا
معنی: پارسا.

هیوا
معنی: امید

اسم پسر با ی

یاسین
معنی: نام سوره‌ای در قرآن کریم.

یاشار
معنی: جاویدان، همیشه زنده، زندگی کننده.

یکتا
معنی: یگانه، بی نظیر، تنها، یکی از نامهای خداوند، بی‌همتا.

یونا
معنی: به معنی خداوند می‌دهد، نام دیگر حضرتِ یونس (ع).



به این مطلب امتیاز دهید:
(1 امتیاز , میانگین: 5.0 از 5)

بنر
بنر

نظرات شما:



با ما بهترین بازدهی تبلیغات رپورتاژ را تجربه کنید:

خرید رپورتاژ آگهی