بنر
اگر در آستانه طلاق هستید و نمی دانید چطور مهریه خود طلب کنید، با این مقاله سوربان همراه باشید تا مراحل طلب کردن مهریه از شوهر را بررسی کنیم.

میدانیم که مهریه از حقوق اولیه زنان در نکاح است و با وجود ضرب المثل "مهریه رو کی داده کی گرفته"خیلی از خانم ها اقدام به دریافت مهریه خود میکنند.گاهآ با طلاق یا بدون طلاق. ممکن است افراد برای این اقدامات از وکیل کمک بگیرند یا به علت نداشتن اطلاعات کافی درباره شرایط و ضوابط آن کار خود را به تعویق بیاندازند.همه میدانند که به اجرا گذاشتن مهریه از روش های وصول ان است اما خیلی ها از مراحل،روند و روش شکایت و به اجرا گذاشتن مهریه خود برای وصول آن بی اطلاعند .در این مطلب از ابتدا این مراحل را برای دوستان توضیح خواهیم داد.

mahriye444

مطالبه مهریه و چگونگی آن

مطابق قانون به مجرد عقد، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی در آن بنماید؛ بنابراین مطالبه مهریه از حقوق خاصه زوجه می باشد؛ اما از جمله مراجعی که زوجه می تواند در آنجا مهریه خود را درخواست کند، دادگاه خانواده است.

زوجه می تواند دادخواست خود را به دادگاه خانواده محل اقامت خوانده یا محل اقامت خود تقدیم نماید؛ مگر در موردی که مهریه از انواع ملک(غیرمنقول) باشد؛ مانند زمین وخانه که در این صورت دادگاه محلی که ملک در آن حوزه واقع شده ،صالح می باشد.

زوجه ضمن تقدیم دادخواست به دادگاه می تواند علاوه بر مطالبه مهریه خود، به منظور جلوگیری از نقل و انتقال احتمالی اموال توسط زوج با قصد فرار از پرداخت مهریه، تقاضای توقیف این اموال را نماید.( این امر تحت عنوان تأمین خواسته در محاکم مطرح می شود.) زوجه در ضمن می تواند هزینه های پرداختی مانند هزینه دادرسی(که بابت رسیدگی به دعوای مطالبه مهریه باید توسط زوجه پرداخت و به حساب دادگستری واریز گردد) و حق الوکاله وکیل(طبق تعرفه و در صورتی که زوجه وکیل داشته باشد) را درخواست نماید.

پس از رسیدگی، اگر دادگاه به این نتیجه رسید که زوج قبلاً مهریه همسر خود را پرداخت ننموده است، زوج را محکوم به پرداخت مهر مطالبه شده می نماید؛ اما زوج می تواند به حکم صادره اعتراض نموده و به این اعتراض در دادگاه دیگری که مرجع بالاتری نیز می باشد، رسیدگی می شود. در صورت تأیید حکم اولیه زوجه می تواند با مراجعه به دادگاه بدوی(دادگاه اول صادرکننده حکم محکومیت زوج)و معرفی مالی از اموال زوج تقاضای اجرای حکم را نماید و شوهر طبق حکم صادره مکلف به پرداخت مهریه همسر خویش می باشد.
 
حال سوال اساسی این است که شوهری که دارایی او کفایت پرداخت مهریه همسرش را نمی نماید چه راهکار حقوقی خواهد داشت؟

زوج می تواند دادخواستی تحت عنوان "اعسار از محکوم به"  به دادگاه صادرکننده حکم تقدیم نماید. در واقع در این دادخواست می خواهد عنوان نماید اگرچه طبق قانون مکلف به پرداخت مهریه همسر خویش می باشد، اما به دلایل خاصی(مانند بیکاری،درآمد پایین،بیماری و بالا بودن تعداد فرزندان....) در حال حاضر قادر به پرداخت تمام مبلغ بدهی خود به زوجه نیست و از دادگاه تقاضای تقسیط آن را می نماید. حال در این مرحله دادگاه است که متناسب با وضعیت مالی زوج میزان هر قسط را تعیین می کند. (برای مثال می‌تواند ماهانه یک سکه یا هر سه ماه یک سکه تعیین نماید)

اما دومین مرجع صالح برای مطالبه مهریه توسط زوجه ،دوایر اجرای ثبت اسناد می باشند که از جهاتی متفاوت از دادگاه خانواده هستند و صرفاً زنانی می توانند از این طریق اقدام نمایند که دارای سند رسمی ازدواج بوده و در آن به میزان و نوع مهریه اشاره شده باشد. علاوه بر این همسرشان دارای مال(زمین،آپارتمان،حساب بانکی ) باشد تا بتوانند با معرفی آن به دایره اجرای ثبت، نسبت به وصول مهریه خود اقدام نمایند؛ در غیر این صورت نه تنها موفق به دریافت مهریه خود نمی شوند؛ بلکه حتی هزینه دادرسی (5% از مبلغ مهریه مطالبه شده)  را نیز باید پرداخت نمایند.

علاوه بر موارد مورد اشاره زوجه می تواند تقاضای توقیف حقوق شوهر خود را نیز بنماید.(میزان یک چهارم تا زمانیکه زوجین جدا نشده اند و یک سوم آن در صورتی که زن و شوهر از هم جدا شوند و تا زمانی که مرد زن دیگری را اختیار نکرده باشد.)در واقع قانونگذار با تعیین این میزان و در نظر گرفتن بحث مستثنیات دین درصدد آن برآمده تا شاکله زندگی خانوادگی زوجین و سایر افرادی(از جمله فرزندان) که به نوعی پرداخت نفقه ایشان بر عهده زوج می باشد را نیز حفظ نماید.

اما در صورتی که مرد مالی به منظور توقیف و پرداخت مهریه نداشته باشد، زوجه می تواند به استناد ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی تقاضای بازداشت شوهر را تا روز تادیه بنماید. مطابق این ماده هر کس محکوم به پرداخت مالی به دیگری شود(این مال می تواند مهریه ای باشد که زوج باید به همسر خویش پرداخت نماید) چه به استرداد عین یا قیمت یا مثل آن ... و آنرا پرداخت نکند، دادگاه او را ملزم به پرداخت می کند.چنانچه مالی از او در دسترس باشد آنرا ضبط و به میزان محکومیت از مال ضبط شده استیفا می‌کند و در غیر اینصورت بنا به تقاضای محکوم له(زوجه ای که حکم به نفع وی صادر شده است) زوج را تا زمان ادای دین(پرداخت مهریه)حبس خواهد کرد؛ مگر اینکه زوج اثبات کند از پرداخت ناتوان است و یعنی هیچ مالی نداشته و قادر به پرداخت نمی باشد که در این صورت حبس نخواهد داشت.

در این خصوص باید اضافه نماییم که طی قوانینی که مجلس اخیرا تصویب کرده از جمله قانون حمایت خانواده باید گفت که میزان مهریه متعارف 110 سکه بهار آزادی است که زوج موظف است آنرا پرداخت کند و در صورتی که مهریه سقف مذکور را رد کند، دادگاه تمکن مالی مرد را برای پرداخت بررسی می کند و متناسب با آن تصمیم خواهد گرفت.

در رابطه با مطالبه 110 سکه حکم اولیه دادگاه حبس زوج می باشد اما زوج نیز می‌تواند از حقوق قانونی خود استفاده نموده و در صورتی که مدعی عدم تمکن باشد با تقدیم دادخواست اعسار(به شرحی که بیان گردید)و اثبات آن از الزام به پرداخت یکجای آن رها شده و مهریه را به اقساط تعیین شده پرداخت نماید.

با توافق طرفین می توان میزان 110 سکه را نیز به صورت عند الاستطاعه  مقرر نمود؛ بدین صورت که صرفاً در صورتیکه شوهر مستطیع باشد و توانایی مالی داشته باشد، مکلف به پرداخت باشد و تا قبل از آن دینی بر گردن زوج می باشد که فعلاً الزامی به پرداخت آن ندارد. بنابراین بحث پیگیری حقوقی خود به خود منتفی خواهد بود.

نکته پایانی اینکه زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد، امتناع کند؛ مشروط بر اینکه تکلیف زوج به پرداخت مهریه از همان لحظه وقوع عقد ایجاد شده باشد(نه اینکه توافق شده باشد که شوهر مهریه خانم را برای مثال یک سال آینده پرداخت کند و تا قبل از آن خانم درصدد مطالبه بر نیاید) ضمن اینکه این امتناع از بین برنده حق نفقه نخواهد بود؛ اما اگر با پرداخت مهر از تمکین خودداری کند، حق نفقه وی ساقط می شود و در صورت مدت دار بودنِ پرداخت مهریه، زوجه نمی‌تواند قبل از فرا رسیدن مدت ، مهر را مطالبه و یا از تمکین خودداری کند.

download

مراحل به اجرا گذاشتن مهریه‌

زنان نباید تصور کنند مهریه به محض ورود به دادگاه وصول و به آنها پرداخت می‌شود. اگر زنان در مرحله عقد و پیش از آغاز زندگی مشترک مهریه‌ای دریافت نکنند، دریافت این حق مستلزم رفت و آمد فراوان و صرف انرژی بسیار است.

مهریه از نظر برخی ویژگی‌ها، مثل انرژی هسته‌ای است. درست است که حق مسلم زنان است، اما زنان برای به رسمیت شناختن و به دست آوردن آن، از طرفی باید کفش آهنی بپوشند و از طرف دیگر با اتخاذ یک موضع عقلانی و به دور از لجبازی‌‌های کودکانه، این حق خود را با دلیل و مدرک در محضر دادگاه بیان کنند.

مثلا اگر زنی زندگی خانوادگی خود را ترک کند، با زنی که همسرش سال‌هاست او را ترک کرده، برای دریافت مهریه نزد قاضی تفاوت‌‌هایی با هم دارند و قاضی در پذیرش یا عدم پذیرش اعسار همسر این دو زن، بهیک شیوه عمل نمی‌کند.شیوه مرسومی‌که تقریبا تمامی ‌زنان برای دریافت مهریه در پیش می‌گیرند، مراجعه به دادگاه خانواده و به اجرا گذاشتن مهریه است. در این شیوه، زن پس از تنظیم دادخواستی برای دریافت مهریه و ارائه آن به دادگاه، منتظر می‌ماند تا نوبت رسیدگی به پرونده‌اش فرا برسد. اغلب زنان برای دریافت مهریه خود بهانه‌ای دارند.

شیوه رایج آقایان این است که آنها برای رد گم کنی اقدام به واگذاری اموال و دارایی‌‌های خود به اعضای خانواده و دوستان خود می‌کنند. در چنین مواردی زنان به دادخواستی موسوم به فرار از دین متوسل می‌شوندمثلا یکی از آنها ممکن است دخالت‌‌های مادر شوهرش و پیروی همسرش از این دخالت‌ها را عامل دریافت مهریه عنوان و اعلام کند این مساله سبب بی اعتمادی او به زندگی مشترک شده و حالا می‌خواهد حقوقی را که از نظر قانونی به او تعلق دارد، دریافت کند.

زن دیگری هم ممکن است عدم پایبندی همسرش به زندگی مشترک را بهانه دریافت مهریه عنوان کند. در مجموع، پس از آن‌که پرونده از نظر شعبه رسیدگی کننده بررسی و مشخص شد از نظر مدارک و قانونیمشکلی برای رسیدگی به پرونده وجود ندارد، برای رسیدگی به خواسته زن نوبت رسیدگی تعیین و این نوبت از طریق اخطاریه به همسر او اعلام می‌شود و به او ۱۰ روز مهلت داده خواهد شد تا طلب همسرش را پرداخت کند.

شیوه رایج آقایان این است که آنها برای رد گم کنی اقدام به واگذاری اموال و دارایی‌‌های خود به اعضای خانواده و دوستان خود می‌کنند. در چنین مواردی زنان به دادخواستی موسوم به فرار از دین متوسل می‌شوند.

این دادخواست به این معنی است که مرد برای نپرداختن بدهی خود یا همان مهریه متوسل به حیله و فریب می‌شود، اما اثبات این دادخواست بسیار سخت است و انتقال دارایی از سوی مرد، تا وقتی که دادگاه حکمی‌مبنی بر محکومیت مرد به پرداخت مهریه صادر نکند، از نظر قانونی اشکالی ندارد و زن نمی‌تواند نسبت به این مساله ادعایی داشته باشد.البته قانون برای جلوگیری از چنین موضوعی پیش‌بینی خاصی انجام داده و آن هم امکان صدور قرار تامین است و در چند کلمه می‌توان آن را چنین خلاصه کرد: قرار تامین دادخواستی که زن به واسطه صدور آن از دادگاه می‌خواهد پیش از صدور حکم نهایی و برای این‌که حق و حقوق او تضییع نشود، به اندازه اصل مهریه یا معادل آن یا بخشی از آن، اموال شوهر را توقیف کند. باید به این مساله نیز توجه داشت که صدور قرار تامین مستلزم این است که زن نشانی و ردپایی ازمنابع مالی همسرش داشته باشد.

پس از آن‌که پرونده از نظر شعبه رسیدگی کننده بررسی و مشخص شد از نظر مدارک و قانونی مشکلی برای رسیدگی به پرونده وجود ندارد، برای رسیدگی به خواسته زن نوبت رسیدگی تعیین و این نوبت از طریق اخطاریه به همسر او اعلام می‌شود و به او ۱۰ روز مهلت داده خواهد شد تا طلب همسرش را پرداخت کند.

اگر زن بتواند اموالی را به دادگاه معرفی کند، دادگاه به زن نامه‌ای می‌دهد تا با مراجعه به آن محل این اموال را توقیف کند. این شیوه کاملا بر خلاف تصور افرادی است که فکر می‌کنند دادگاه برای هر پرونده فردی را برای تحقیق و بررسی اعزام می‌کند.

در دادگاه هر کس برای ادعایی که دارد خودش باید دلیل و مدرک ارائه کند و وقتی قرار است یک قاضی در روز به ۱۰ پرونده رسیدگی کند، نمی‌تواند بابت هر پرونده تحقیق و بررسی مفصلی انجام دهد که اینمساله یکی از ضعف‌‌های جدی رسیدگی به پرونده‌‌های خانوادگی است.

13931013104402694423034

 

حال آنکه راه کوتاه تری هم وجود دارد؟


بله! طلاق توافقی

در طلاق توافقی زن و مرد در خصوص مسائل مالی و غیر مالی مختلفی که وجود دارد به توافق میرسند و پس از رسیدن به توافق مذکور اقدام به ارائه دادخواست طلاق توافقی به دادگاه خانواده توسط زوجین یا وکیل آنها میشود، ناگفته پیداست که مهریه جزء حقوق مالی مهم زن میباشد و زوجین بایستی در خصوص تعداد سکه ای که مرد به زن میپردازد و شیوه و نحوۀ پرداخت آن و بازه زمانی پرداخت مهریه، به توافق رسیده و این موضوع در گواهی عدم امکان سازش صادره از دادگاه خانواده نیز منعکس میگردد.

طرفین بایستی به توافقات و تعهدات خود پایبند باشند و در صورت عدم رعایت هر یک از توافقات برای زوجین ضمانت اجرا در نظر گرفته شده است و البته ممکن است، زن برای تضمین پرداخت مهریه از جانب مرد، اقدام به اخذ چک یا سفته از وی بنماید که در صورت عدم وصول حقوق مالی خود و تخلف مرد از پرداخت مهریه در مواعد مقرر شده و احراز این امر در دادگاه و قطعیت رأی صادره، اموال مرد توقیف و وفق ماده سه قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی وی را نیز جلب کند. در حالتی که زن چک یا سفته یا هر نوع تضمین دیگری از مرد اخذ نکرده باشد، میتواند پس از تخلف مرد از توافقی که در خصوص پرداخت مهریه صورت گرفته، به دادگاه مراجعه کرده و دادخواست مطالبۀ مهریه یا الزام مرد به ایفای تعهدات ارائه کند.

گرفتن مهریه بعد از طلاق توافقی بستگی مستقیم به نوع توافقات بین زن و مرد دارد اما عده ای بر این عقیده اند  در صورتی که زن مهریۀ خود را در قبال جلب رضایت مرد به طلاق توافقی بذل کرده باشد، قاعدتاً نمیتواند پس از طلاق در ایام عدّه به آنچه بذل کرده رجوع کند. در حالی که این چنین نیست . به طور کلی با توجه به اینکه طلاق توافقی را میتوان طلاق از نوع خلع یا مبارات دانست لذا زوجه در صورتی که دوشیزه (باکره) یا یائسه نباشد میتواند در ایام عده ( چهارماه و ده روز ) به مابذل رجوع کند؛ یعنی ممکن است زن به صورت توافقی مقداری از مهریۀ خود را به مرد بخشیده باشد، حال در زمان عدّه منصرف شده و قصد رجوع به آنچه بذل کرده را دارد و میتواند به دفترخانۀ رسمی طلاقی که صیغۀ طلاق را جاری و ثبت کرده مراجعه نماید و رجوع خود به مابذل را اعلام و ثبت نماید که مرد هم در مقابل از حق بازگشت به زن و از سرگیری نکاح برخوردار میگردد. در واقع مطابق قانون مدنی، اصل بر رجعی بودن طلاق است و طلاق بائن استثناء تلقی میگردد و از این رو به محض رجوع زن به مابذل، طلاق به ماهیت و طبیعت اصلی خود که همان رجعی  است بازمیگردد. اما اگر زن باکره یا اینکه یائسه باشد مطابق قانون نمیتواند به مابذل رجوع کرده و متقابلاً مرد نیز حق رجوع به وی را نخواهد داشت. زن به محض انعقاد عقد نکاح مالک تمام مهریه می باشد و ممکن است قبل از طلاق، و در مدت زمانی که با هم زندگی مشترک داشتند کل مهریه را از مرد گرفته باشد، حال با توجه به اینکه طلاق توافقی در دوران عقد یا در دورۀ پس از آن صورت بگیرد، موضوع متفاوت خواهد بود. تفاوت مذکور ازین جهت است که با توجه به اینکه دوران عقد را به ایام پس از انعقاد عقد نکاح و قبل از شروع زندگی مشترک و شکل گیری روابط زناشویی، تعریف کرده اند، لذا ممکن است در این مدتی که زن و مرد در دوران عقد به سر میبرند، رابطۀ نزدیکی بین آنها صورت نگرفته و به همین خاطر زن مستحق نصف مهریه میباشد و اگر تمام مهریه را دریافت کرده باشد، ملزم است قبل از اقدام به طلاق توافقی یا در ضمن توافقات مقدار زاید بر نصف را به مرد برگرداند. اما اگر به طور کلی در دوران عقد یا پس از این دوران، نزدیکی صورت گرفته باشد، زن مستحق تمام مهریه است اما در طلاق توافقی این موضوع کاملاً به نوع توافقات بین زن و مرد برمیگردد؛ یعنی ممکن است زن و مرد به این نحو به توافق رسیده باشند که زن مقداری از مهریه یا کل مهریه را در قبال طلاق بذل کند یا اینکه زن تمام مهریه را دریافت کند و طلاق نیز انجام شود. بنابراین درطلاق توافقی تکلیف مهریه و سایر حقوق مالی زن با توافقات صورت گرفته بین زن و مرد، روشن میشود.

و نکتۀ آخر اینکه اگر توافقی در خصوص مهریه صورت نگرفته باشد، زوجین نمیتوانند برای طلاق توافقی اقدام کنند، بنابراین توافق بر سر مهریه و جزئیات نحوۀ پرداخت آن، شرط لازم برای جاری ساختن طلاق توافقی است.

به طور خلاصه میتوان گفت در طلاق توافقی میزان مهریه ای که بایستی به زوجه پرداخت شود بر حسب توافقی است که بین طرفین صورت گرفته و همین توافقات مبنای عمل دادگاه نیز قرار میگیرد، از این رو ممکن است بین زن و مرد توافق شود مقداری از مهریه به صورت یکجا یا اینکه به صورت اقساطی به زن پرداخت شود اما در عمل آنچه معمولاً رخ میدهد این است که زن از مهریۀ خود صرف نظر کرده و یا اینکه بخش اعظم آن را به مرد بذل میکند.

منابع:
خبرگزاری میزان
تبیان
گروه وکلای تهران



به این مطلب امتیاز دهید:
برای رای دادن اولین نفر باشید

مطالب بیشتر

نظرات شما:


با ما برای بهترین عروسی سال برنامه ریزی کنید!

شــروع کنید