بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
تبلیغات در سوربان
یاغی مجموعهٔ تلویزیونی ایرانی در ژانر درام است که برای سرویس نمایش خانگی فیلیمو ساخته شده‌است. محمد کارت کارگردانی این مجموعه را بر عهده دارد و فیلم‌نامهٔ آن را پدرام پورامیری، حسین دوماری و کارت بر اساس رمان سالتو به نگارش درآورده‌اند.

دانلود قسمت 5 سریال یاغی

سریال یاغی به کارگردانی محمد کارت و به تهیه‌کنندگی سید مازیار هاشمی در سال 1401 ساخته شده است. این سریال محصول کشور ایران و در ژانر خانوادگی و اجتماعی می‌باشد. اولین سریال محمد کارت در شبکه نمایش خانگی میباشد که روایت اجتماعی خانوادگی دارد.

این سریال یکی از پربازیگر ترین سریال های نمایش خانگی میباشد که بازیگرانی همچون پارسا پیروزفر، علی شادمان، طناز طباطبایی، امیر جعفری، نیکی کریمی، فرهاد اصلانی به ایفای نقش میپردازند برای دانلود قسمت( 5) پنجم سریال یاغی به لینک های موجود در این مطلب از سایت سوربان مراجعه کنید.

alt

 

لینک دانلود قسمت پنجم یاغی

alt

بازیگران سریال یاغی

پارسا پیروزفر، علی شادمان، طناز طباطبایی، امیر جعفری، نیکی کریمی، فرهاد اصلانی، آبان عسکری، مهدی حسینی‌نیا، مه‌لقا باقری، عباس جمشیدی‌فر، جواد خواجوی، ناهید مسلمی، امیرضا دلاوری، بهرام ابراهیمی، نادر شهسواری، هادی دیباجی، (با معرفی) الیکا ناصری، محمد صابری، توفیق حیدری، سامان مهکویه، افشین حسن‌لو، حسن همتی، شهاب کرلو، محمد مطهری‌پور، سعید شریف، عباس ایمانی، پگاه سعیدی، لادن ژاوه‌وند، هوشنگ قوانلو، مائده تقوایی، مهرداد خانی، نیلوفر شهفری و ... به ایفای نقش پرداخته‌اند.

درباره سریال یاغی

سریال یاغی به کارگردانی محمد کارت و به تهیه‌کنندگی سید مازیار هاشمی در سال 1401 ساخته شده است. این سریال محصول کشور ایران و در ژانر خانوادگی و اجتماعی می‌باشد.

داستان سریال یاغی

یاغی روایتگر درامی پر فراز و نشیب از سفر یک قهرمان است که شخصیت های متنوعی از طبقات مختلف اجتماعی در مسیر با او همراه می شوند یا برایش مانع می تراشند. یاغی باید از مرز درد و خستگی عبور کند.

alt

فیلمنامه سریال یاغی را پدرام‌ پورامیری، حسین دوماری و محمد کارت با نگاهی به رمان «سالتو» به نگارش درآورده‌اند.

قسمتی از خلاصه داستان قسمت پنجم سریال یاغی

دو تا دختر بچه دبیرستانی در ایستگاه اتوبوس نشسته اند، سه تا از دوستای دیگه جاوید هم آن جا هستند که یکی از آن ها با شامورتی بازی به سمتشان می رود و خودش را به تشنج می زند و یکی دیگر از دوستاش گوشی یکی از دخترا به اسم نازی که دوست ابرا است را می زند و دوستش را بلند می کند و سوار موتور رضا می شوند و می روند.

آن ها گوشی را برای جاوید می برند و جاوید از داخل گوشی نازی عکس پروفایل ابرا را نگاه می کند و دوستاش هم میگن بدون خفت گیری و ترس گوشی رو ازش گرفتیم و خیال جاوید را راحت می کنند.

جاوید با دیدن عکس پروفایل ابرا بهم می ریزد و دوستاش را رد می کند تا بروند و خودش در خیابون راه می رود و با گوشی نازی، شماره ابرا را می گیرد و قربون صدقه اش می رود تا جوابش را بدهد.

alt

بلاخره بعد از کلی شماره گرفتن ابرا جواب می دهد و گمان می کند که نازی پشت خطه ولی با دیدن جاوید جا می خورد و هر دو گریه می کنند.
جاوید به او می گوید که چرا نذاشتی شماره تو بهم بده و او می گوید که نمی خواستم دلیل حال بدت باشم و زودتر فراموشم کنی که جاوید شروع به داد و بیداد می کند و می گوید که مگه آدم نفس کشیدنشو فراموش می کنه که من تورو یادم بره و داغ دل ابرا تازه میشه و میگه منم حال و روزم از تو بهتر نبود و سه ماهه شبا با قرص می خوابم…

بابام تهدیدم کرده اگه رابطمو باهات ادامه بدم به دایی هام بگه تا سر به نیستت کنن و بعد از کلی قربون صدقه جاوید به ابرا می گوید که می خوام با افتخار بیام پیشت و تلفنش را قطع می کند.

جاوید به سر تمرین می رود و سخت تمرین می کند تا تمام تلاش هایش نتیجه بدهد، بهمن خان سر تمرین به آن ها انرژی می دهد و جاوید هم سر سختانه تمرین می کند…

عاطفه به اقامتگاه جاوید رفته است و منتظرش نشسته تا بیاد، جاوید از راه می رسد که نگهبان ساختمان بهش می گوید خواهرت این جاست و اومده ببیننت…

جاوید و عاطفه با هم خوش و بش می کنند که عاطفه میگه طلا خانم از خواست بیام اینجا که جاوید حسابی استرس می گیرد و ترسیده از این که اشتباهی کرده باشد سر جایش می نشیند.

alt

طلا و برادر شوهرش رحمان از راه می رسند و مکمل ها رو به نگهبان می دهند و طلا به سمت عاطفه و جاوید میره اما برادرش شوهرش کمی اونور تر به آکواریوم و ماهی ها نگاه می کند.

طلا درباره نگرانی جاوید نسبت به تنها زندگی کردن عاطفه سوال می پرسد که او می گوید هنوزم نگرانم ولی بخاطر قولم به آقا بهمن همه فکرمو گذاشتم رو کشتی که طلا هم می گوید اگر بهم قول بدی تو مسابقات استانی موفق بشی و مدال بیاری منم یه خونه مبله در اختیارتون قرار میدم تا با هم زندگی کنید.

برادر شوهر طلا او را با پوزخند و کلافگی نگاه می کند و هر چند دقیقه یکبار صدایش می کند تا با هم بروند، بعد از رفتن طلا خانم، عاطی و جاوید کلی با هم خوشحالی می کنند....

عکس هایی از قسمت پنجم سریال یاغی

alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt



به این مطلب امتیاز دهید:
(1 امتیاز , میانگین: 5.0 از 5)


نظرات شما: